سلام
به نقل از ... ، بی مقدمه اما پر از درد...
بسم الله الرحمن الرحیم
"قاتلوهم یعذبهم الله بأیدیکم و یخزهم و ینصرکم علیهم و یشف صدور قوم مومنین" توبه/14
سالهاست که دشمنان دین میکوشند تا با هتک حرمت ها و تضعیف جایگاه پیشوایان دین در انظار و افکار توده مردم و به خصوص قشر جوان، پایه های اسلام را متزلزل ساخته و غیرت دینی مردم را کمرنگ کنند اما در مقابل این سیل شیطنت و اهانت، در راستای عنایات ولیعصر (عج)، بیان و بنان علمای دین، نافذ ترین و مؤثرترین یاری کننده اسلام و دلگرم کننده رسول خدا (ص) بوده و هست.
أخیراً شخصی به نام شاهین نجفی که در خارج از کشور سکونت دارد و مضامین مستهجن و ضد دین را با هم آمیخته و در قالب موسیقی رپ آنها را بیان میکند، اقدام به عملی وقاحت بار نموده و ترانه ای در اهانت به ائمه معصومین(ع) به ویژه امام زمان و امام هادی (ع) سروده که در آن از مبتذل ترین الفاظ استفاده شده است. آنچه در این ترانه رپ به چشم میخورد بی حیایی خواننده و هتاکی هرچه بیشتر او نسبت به امام غریب شیعیان ، یعنی امام علی النقی (ع) است که ایشان را "نقی" خطاب کرده و در ابراز عقاید کثیف و کفرآمیز خود از هیچ کوششی فروگذار نکرده است. این عمل مستهجن بازتاب گسترده ای در سطح جامعه و به ویژه فضای اینترنت داشته و واکنش اقشار مختلف را برانگیخته و همگان چشم انتظار اقدام محافظ دین،یعنی حوزه علمیه هستند.
بی شک این عمل هدفمند، قدمیست ابتدایی برای آزمودن غیرت دینی مسلمین و سنجیدن میزان واکنش علمای شیعه، که هدف قرار دادن غریب ترین امام شیعیان شاهد این مدعاست.
فلذا از مراجع عظام تقلید، علمای دین و تمامی متصدیان امر تبلیغ دینی انتظار میرود قبل از آنکه دیر شود، مانند همیشه با بیان و بنان و فتاوای مقتدرانه خود، مشت محکمی بر دهان دشمنان اسلام باشند، چرا که نوای "هل من ناصر ینصرنی" دوباره به گوش میرسد..
به امید اینکه شهادت امام هادی (ع)، امسال عاشورایی برگزار بشه..
قال رسول الله (ص): " الإسلام بدأ غریبا و سیعود غریبا کما بدأ "
اسلام غریبانه شروع شد و به زودی دوباره کم یاور میگردد.
نظرات ()
نظرات ()
نظرات ()چیزی که تمام انساها در زندگی به آن نیازمندند شناخت نسبت به مکان زندگی و زمانیه که گذشته و وقتی که براشون مونده و همچنین نسبت به افرادیه که با اونها رابطه دارند. هیچ کس نمیتونه ادعا کنه که من بدون شناخت پیداکردن به خونه ای که میخواهم ازش استفاده کنم چشم بسته میرم و اونجا زندگی میکنم و اصلا کاری به کوچه و محله اش ندارم.
همچنین معقول نیست کسی ادعا کنه که من به افراد دور و برم کاری ندارم و رفقام و همکارهام و از همه مهمتر همسرم رو بدون شناخت نسبت به روحیاتشون انتخاب میکنم و به راحتی محبت قلبم رو با همه تقسیم میکنم و نیز وقت و انرژی خودم رو برای هر کسی صرف میکنم.
و مانند این مثالهاست نمونه های دیگری از زندگی همه ما که باید وقت بذاریم و اونها رو بشناسیم نه شناخت در حد اسم و رسم بلکه شناخت کامل و کافی. طبیعیه که هر چه نیاز و ارتباط من با اون چیز بیشتر باشه باید توجه و دقت و معرفت نسبت به او بیشتر باشه...آخه بحث اینه که ببینم ارزش وقت گذاشتن داره یا نه؟
مهمترین و با ارزشترین و پیچیده ترین چیزی که بیشتر از هر چیز دیگری با اون رابطه دارم و بلکه هیچ وقت بی نیاز از او نیستم خودم هستم!!
عجیب نیست که خود من نیازمند توجه ترین کسی هستم که خودم باید بهش توجه کنم و باید بیشترین مقدار وقت رو برای شناختنش بذارم که تا خودم و نیاز ها و تواناییهام رو نشناسم محاله بتونم کاری مفید برای خودم انجام بدم.
میدونید چی میخوام بگم؟؟.. میخوام بگم حواس من به همه کس و همه چیز هست جز خودم. شاید بگید که این چه حرفیه میزنی؟ما هر کاری میکنیم و به هر دری میزنیم واسه خودمونه دیگه..اگه دنبال پول در آوردنیم برای خودمونه و اگه تفریح میریم خودمون لذت میبریم و غذا هم که میخوریم شکم کس دیگه ای که سیر نمیشه ...خودم سیر میشم..
فرمایشتون صحیحه اما یه مشکلی این وسط هست..آیا اون کسی که من دارم براش این همه کار میکنم و وقت میذارم واقعا خودمم یا اینکه تا حالا خیال میکردم که خودمم در حالیکه من این چیزی که فکر میکنم نیستم؟؟!!
دوستانی که مطالب بنده رو سابقا خونده باشند میدونند که قبلا گفته بودم که ممکنه انسان گاهی چیزی رو به گمان خودش درست تشخیص داده اما پس از مدتی اونم اگه خدا لطف کنه میفهمه که این علمش کاملا جهل بوده و فقط سرش کلاه رفته..
خیلی پیچش نمیدم فقط یه مطلب کوچیک و بقیه ش باشه واسه بعد.. توی آموزه های دین اسلام اومده که "من عرف نفسه فقد عرف ربه" یعنی هرکس که خودش رو بشناسه پروردگار خودش رو هم حتما میشناسه.
و اصلا به قدری که خدا و امامان معصوم ما ما رو ترغیب به تفکر و دقت برای شناختن مسایل مهم زندگیمون کردن به چیزهای دیگه امر نکردن و بلکه نوع زندگی کردن ما و تمام تصمیم گیریهای زندگیمون رو منوط به میزان شناخت ما کردند. تا جایی که گفته اند که جواب این سوال که خدای من کیست در وجود خودتان نهفته است.. حالا این چطور میشه باشه طلبتون اما انصافا اگه من خودم رو اشتباهی بشناسم اصلا میتونم خدا رو بفهمم کیه و چیه؟؟ چه برسه به اینکه بخوام بهش نزدیک بشم و عبادتش کنم!..
اما این معرفت چه شکلیه و چه طوری به دست میاد رو امیدوارم به زودی بتونم براتون بذارم..
خدایا ما را بعد از رسیدن و کمال از شاخه درخت زندگی جدا کن نه به خاطر کرم خوردگی و پوسیدگی..
نظرات ()سلام دوستان..خوب گوش بدین،
اگه اهل کوهنوردی باشید، میدونید که انسان وقتی پای کوه میره به قصد بالا رفتن از کوه، یه نگاه به بالای کوه میندازه و شاید یه آهی بکشه و با خودش بگه:
کی بره این همه راه رو..!!
اما اگه به هر دلیلی به خودش بقبولونه که من باید این راه روبرم و با زحمت خودشو بالای کوه برسونه ، اون وقته که باز یه آه میکشه اما نه از جنس آه پای کوه ، بلکه از جنس آهی که یه انسان پیروز و راه رفته میکشه.. حالا به هر دلیلی قصد کوهنوردی کرده باشه، عشق کوه داشته باشه یا با کسی "کل" انداخته باشه و یا ... بالاخره کارشو کرده و میگه : خدا رو شکر که تنبلی نکردم و اومدم بالا!
حالا هر چی هدفش مهمتر باشه و زمان براش ارزشمندتر ، همت و سرعتش هم بیشتر میشه در حدی که گاهی وقتها فوق العاده خسته میشه و حتی ممکنه که زخمی هم بشه اما دست از طی مسیر بر نمی داره و مدام چشمش به قله ی کوهه.. و اینه که بهش انرژی میده.. امید وصال..
توی زندگی هر کس این مسأله جاریه که برای رسیدن به هدف یا اهدافی زحمت میکشه و سرمایه گذاری میکنه..شاید رفقاش بهش بگن :
"این چه کاریه داری میکنی؟.. مگه دیوونه شدی؟..بابا بی خیال شو.. این کار معلوم نیست عاقبتش چی بشه؟.. زحمت بیخود نکش.."
و هزار تا حرف دیگه که تو گوش این بنده خدا میخونن تا از این مسیر که داره میره و این جریان که توش سرمایه گذاری کرده منصرفش کنن. حالا شاید هم قصد بدی ندارن ها!..بلکه چون براشون معلوم نیست چی میشه و میترسن از عاقبت امری نامعلوم و براش مثلا دلشون میسوزه، نه خودشون وارد این مسیر میشن ونه میذارن رفقیشون وارد بشه.. اما..
اما خود این بنده خدا خیالش راحت راحته .چرا که مثل اون کوهنورد داره قله ی کارش رو و آینده روشنی که در انتظارش هست رو میبینه چون به چشم دلش ایمان داره و از اون بیشتر به خدای خودش..
عرضم اینه که احتمال ضعیف در مورد اون عاقبت و بی نتیجه نموندن زحمات ، کافیه برای راه افتادن و خسته نشدن..
و بالاترین دعوت کننده ی عالم ...خداست..
"إنا لله و إنا إلیه راجعون"..
ما از آن خداییم و به سوی او باز میگردیم..
بسم الله..
ادامه دارد..
تا بعد
نظرات ()بسم الله...
سلام..گاهی وقتها بعضی ناپاکی ها و کدورت های قلبی باعث میشه آدم معیار فهمیدن خوب و بد براش عوض بشه.. یعنی طبق فرمایشی از امامان معصوم(علیهم السلام) که روانشناسی روز هم به این مطلب دست پیدا کرده، آدم به جایی ممکنه برسه که دیگه تشخیص هاش اشتباه میشه و خوب و بد رو به اصطلاح قاطی میکنه و اینه معنای گمراهی..
رفقا تصور کنید،کسی رو که اراده جدی داره برای انجام یه کار، کوچک یا بزرگ ، مهم یا کم اهمیت ، فرقی نداره اما چیزی که مهمه اینه که باید اون کار درست انجام بشه.. اون بنده خدا زحمت میکشه و وقت میذاره و ... خلاصه همه جوره مایه میذاره، اما... گرفتاری و حسرت اون موقعه که بفهمی از اول راه رو اشتباه رفتی...به نظرتون چی میشه؟؟!..
خیلی از ماها داریم چوب اشتباهاتمون رو میخوریم و خودمون هم نمی فهمیم. من از این ترس دارم که وقتی بفهمیم که دیگه راه برگشت نباشه و فقط حسرت و غصه و افسوسش بمونه... روانشناس ها ممیگن اون موقع باید اعتماد به نفست رو حفظ کنی و امیدوار بمونی، ولی دین میگه باید از خدا و خالق خودت ناامید نشی..
رفقا به نظرم ما هر چند وقت یه بار باید روش زندگی و اعتقادات و کارها و عادت های چند ساله و خلاصه نوع نگاهمون رو به این عالم باز بینی کنیم... وگرنه کلاهمون پس معرکه ست...
سرتون رو درد نیارم ... اینا همه برای این بود که بگم دیر اومدم اما اومدم...امروز روز جمعه ست و ایام شهادت مادرمون حضرت زهرا (سلام الله علیها)،امیدوارم شروع خوب و مبارکی برای در کنار شما بودن باشه ..و در کنار خدا بودن..
دعاکنید یه وقت هم بیاد که رو به خدا کنیم و بگیم:
دیر اومدم اما..اومدم
یا حق
نظرات ()سلام...به خواست خدا به زودی میام با سبک و روش جدید و علت تاخیرم رو هم میگم
خلاصه ببخشید...پیشنهاد بدین رفقا!
نظرات ()سلام بعضی روزها به خاطر ویژگی خاصی که دارند روشون حساب خاصی باز میشه یکی از اون اوقات خاص همین ایامیه که تازه شروع شده ،یعنی همین ماه رجب... اگه خیلی زود از این جور متن ها خسته میشین پیشنهاد میکنم یه لحظه بیشتر به عرایض داداش کوچیکتون گوش بدین..ممنون!
ما هر وقت میخوایم بریم به یه مجلس مهمونی و ضیافت که یه نفر متشخص و محترم ترتیب داده از چند وقت قبل اگه خودمون رو هم آماده هم نکنیم و سراغ لباس جدید و اصلاح و مثل این کارها هم نریم حداقل تو فکرش هستیم و با خیال اون شب مهمونی خوشیم و لذت میبریم،تا وقتی اون شب میاد ما آماده ی اون مجلس باشیم و اصلا به خاطر همین آمادگیه که صاحب مجلس زودتر کارت دعوت میفرسته و مثلا تلفن میزنه که نکنه به جایی دیگه قول بدین!
اینا رو عرض کردم که بگم بزرگترین ومحترمترین میزبان توی عالم داره وقت مهمونیش میرسه..متوجه نشدین؟!!.. خدا رو عرض کردم که فرموده :
ماه رمضان ماه میهمانی منه .. همتون هم دعوتین... همه!..
دعیتم فیه الی ضیافة الله
کاری به شکل و قیافه و کارهاتون ندارم... به کس دیگه قول ندین ها!.. آخه تدارک دیدم براتون... با لذیذ ترین پذیرایی ها!..نکنه نیاین آخه ناراحت میشم، البته قهر نمیکنم ولی خب... دلگیر میشم ازتون...هر وقت هم کاری داشتین فقط کافیه خدای خودتون رو صدا بزنین... بعدش با ایمان منتظر جوابم باشین که صد درصده!..
و اذا سألک عبادی عنی فإنی قریب أجیب دعوة الداع اذا دعان
آخه برای بعضی هاتون زودتر دعوت نامه فرستادم اما از مهمانی من که پروردگارشونم سرباز زدن و نیومدن ...ولی شما بیاین توی مهمونی هم هر وقت دلتون تنگ شد صدام بزنین ... از رگ گردن به شما نزدیک ترم...
نحن اقرب الیه من حبل الورید
و ...
حالا ماه رجبه که مقدمه ست... ماهی که گفتند زیارت امام رضا علیه السلام برابر با یه سفر عمره ست... این گوی و این میدان... یاعلی
آن پرچمی که بر سر بام حریم توست
راه بهشت را به محبان نشان دهد
خواهد خدای اگر نبخشد گناه ما
ما را چرا امام چنین مهربان دهد؟
التماس دعا
نظرات ()